الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
301
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
كافرند . از طرف ديگر بهطورى كه از ابن نجار نقل كرده است ابن سكون ، مردى متديّن و متهجد بوده است تا به آخر . . . ابن عصار همان دانشور واژهشناسى است كه عميد الرؤسا مراتب واژهشناسى و لغتسازى را از وى فراگرفته است . يادآورى مىشود پيش از اين به نام شيخ على بن محمد بن محمد بن على بن محمد سكونى اشاره شد و در حقيقت مترجم حاضر با او يكى است . سيد داماد ( قدس سره ) در شرح صحيفه پس از آنكه اظهار داشته : گوينده « حدّثنا » در آغاز صحيفه ، ابن سكون است و پس از نقل صورت خط شهيد اول بر پشت صحيفه - چنان كه در ترجمه عميد الرؤساء نوشتهايم - مىنويسد : نسخهاى كه به خط على بن سكون ( رحمه اللّه تعالى ) مىباشد كه طريق اتصال به آن نسخه به اين صورت است : خبر داد به ما ابو الحسن على بن محمد بن اسماعيل بن اشناس بزاز طبق قرائتى كه بر او كرده و به صحت آن اعتراف داشته است . گفت خبر داد به ما ابو الفضل محمد بن عبد اللّه بن عبد المطلب شيبانى تا به آخر . . . و در نسخهء ديگرى طريق سند صحيفه اينچنين است : خبر داد به ما شيخ اجلّ سيّد امام سعيد ابو على حسن بن محمد بن حسن طوسى تا آخر سند كه در حاشيه آن نسخه آورده شده است . مؤلف گويد : مراد از آنچه در حاشيه نوشته شده اين است « ادام اللّه تأييده ، در ماه جمادى دوم سال 511 ه . ق ، گفت خبر داد به ما شيخ جليل ابو جعفر محمد بن حسن
--> - مىآورند . بعضى نوشتهاند فرقهاى از غلات شيعهاند و معتقدند كه حقتعالى در ذات امير المؤمنين على ( ع ) حلول كرده است . بعضى نوشتهاند « نصيريه » تابع محمد بن نصير نميرىاند كه امام على النقى را رب و خود را مرسل از طرف او خواند . اين گروه ممكن است به آن هفتاد نفر از مردم ( زط ) كه به خدائى حضرت مولى ( ع ) اقرار كردند پيوسته باشند كه حضرت آنها را در چاهى انداخت و چاه ديگرى در كنار آن چاه حفر كرده و سوراخى از آن به چاهى كه در آن بودند ، ايجاد كرد و هيزمهائى را آتش زده و آنها را به هلاكت رسانيد .